تبليغات X
وبلاگ محمد نیک زاد

وبلاگ محمد نیک زاد
سلام ستاره ی از شب گریخته ی همروز من...



شالیزار

پی ادراک زمین بودم و بس،

هوش سرشار من از کوه منم بالا رفت.

دشت گسترده و سبز،

تا ته مرز زمین راه می رفت.

 

وزش باد و تن نازک شالی ها بود.

 

کوه من چاله ای بود

اول دشت یکرنگی ما

مرد شالی گفت:

شب تاریکی بود،

دشت ما هم چاله بسیار دارد.

 

صبح ولی

چشم بینا

هوش از دل عقلم می برد!

 

من به این جمله می اندیشم:

آن گیاهی که ته چاله ی عمرش پژمرد

خبر از روشنی دشت نداشت.


نوشته شده توسط محمد نیک زاد در تاريخ پنجشنبه 24 مرداد 1387 - 03:29 | نظر شما [0] | لينک ثابت


از نوشتن...

سلام

اگه تو این شرایط به طور اتفاقی اینجا اومدید، واقعا عذر می خوام. با سرویس بلاگفا یه وبلاگ دارم که به دلایلی ،که تو یه فرصت خوب توضیح میدم، می خوام از سرویس دیگه ای استفاده کنم.

تازه این وبلاگ رو ثبت کردم و در اولین فرصت نوشتن جدی در اینجا رو شروع می کنم. فعلا تا اون وقت می تونید به آدرس وبلاگ فعلیم تو بلاگفا مراجعه کنید. اینم آدرس:

http://www.mnikzad.blogfa.com/

ممنون از حضورتون.

شاد و خوشبخت باشید.


نوشته شده توسط محمد نیک زاد در تاريخ چهارشنبه 23 مرداد 1387 - 09:29 | نظر شما [0] | لينک ثابت

فهرست

جستجوی مطالب




دسته بندی مطالب

آرشیو مطالب

لینک دوستان

امکانات